به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی«بیجار بام ایران»؛ اما واقعیت این است که آنچه امروز در محلههای باغسالاری، باغصفا، بادامستان، مسکن کارخانه سیمان، مسکن شهرداری، واحدهای مسکونی پشت دادگستری و برخی نقاط مرتفع شهر رخ داده، بیش از آنکه یک حادثه باشد، هشداری درباره آینده زیرساختهای شهری بیجار است.
گزارشها نشان میدهد کارکنان شرکت آب و فاضلاب از نخستین ساعات بروز مشکل، در محل حاضر شدند و برای بازگرداندن فشار آب تلاش کردند. تردیدی نیست که زحمات نیروهای عملیاتی در چنین شرایطی قابل تقدیر است؛ اما حتی بهترین نیروهای اجرایی نیز زمانی که شبکه از نظر ظرفیت دچار محدودیت باشد، نمیتوانند معجزه کنند. مسئله امروز، بیش از آنکه به عملکرد نیروهای عملیاتی مربوط باشد، به سالها عقبماندگی در توسعه زیرساختهای آبرسانی بازمیگردد.
بیجار، شهری کوهستانی با اختلاف ارتفاع قابلتوجه میان محلههاست، رساندن آب به مناطق مرتفع، نیازمند شبکهای بهروز، مخازن ذخیره کافی، ایستگاههای پمپاژ توانمند و خطوط انتقال متناسب با جمعیت امروز شهر است.
اما پرسش اینجاست؛ آیا توسعه زیرساختهای آب، همگام با توسعه کالبدی شهر پیش رفته است؟
نگاهی به روند توسعه شهری، پاسخ این پرسش را تا حدود زیادی روشن میکند.
در سالهای اخیر، صدور مجوزهای متعدد ساختوساز، احداث مجتمعهای مسکونی و اجرای طرحهای تفکیکی، چهره شهر را تغییر داده است.
پروژههای نهضت ملی مسکن، سایت حلوایی، اراضی عسگرآباد، محدوده هواشناسی و تفکیک اراضی شهرداری، همگی در مسیر توسعه قرار دارند و در آینده نزدیک، هزاران نفر به جمعیت بهرهبردار از شبکه آبرسانی شهر افزوده خواهند شد.
این توسعه، در ذات خود اقدامی مثبت و ضروری است؛ اما توسعهای که بدون پیشبینی زیرساختهای حیاتی انجام شود، دیر یا زود به بحرانی تبدیل خواهد شد که هزینه آن را مردم خواهند پرداخت.
امروز، تنها چند پلاک در سایت حلوایی احداث شده است و به دلیل نزدیکی به شبکه موجود، درخواست واگذاری انشعاب آب مطرح میشود.
شاید در نگاه نخست واگذاری چند انشعاب تصمیمی ساده به نظر برسد، اما تجربه پروژههای مشابه نشان داده است که پس از واگذاری اولیه، مطالبه عمومی برای اتصال همه واحدها شکل میگیرد.
در چنین شرایطی، شبکهای که از ابتدا برای این حجم از مصرف طراحی نشده، ناچار است بار بیشتری را تحمل کند و در نهایت، همان مشکلاتی که امروز در برخی محلههای شهر دیده میشود، چند سال بعد در مناطق جدید نیز تکرار خواهد شد.
توسعه شهری، زمانی پایدار است که زیرساختها یک گام جلوتر از ساختوساز حرکت کنند؛ نه آنکه پس از اسکان مردم، مسئولان تازه به دنبال تأمین اعتبار برای آب، برق، گاز و فاضلاب باشند.
موضوع دیگری که نمیتوان از کنار آن بهسادگی عبور کرد، صدور مجوزهای ساختمانی در نقاط مختلف شهر است، ساخت آپارتمانها و مجتمعهای مسکونی، بدون ارزیابی دقیق ظرفیت شبکههای خدماترسان، در آینده نزدیک فشار مضاعفی بر زیرساختهای موجود وارد خواهد کرد.
امروز، محدودههای پشت دادگستری، اراضی تفکیکی تعاونی شهرداری، شهرک کارخانه سیمان، منازل بنیاد شهید، اراضی تفکیکی کارخانه سیمان و وزارت راه و شهرسازی، ساختمانهای مسکونی شهرداری در عسگرآباد، باغصفا و دیگر مناطق در حال توسعه، هر کدام به بخشی از شبکه آبرسانی موجود متصل یا در آستانه اتصال هستند.
پرسش اینجاست که آیا برای افزایش جمعیت این مناطق، ظرفیت مخازن، خطوط انتقال و ایستگاههای پمپاژ نیز متناسب با آن افزایش یافته است؟
اگر پاسخ مثبت است، چرا هر تابستان با افت فشار و قطعی آب در مناطق مرتفع مواجه میشویم؟ و اگر پاسخ منفی است، چرا توسعه مسکن، پیش از توسعه زیرساختهای حیاتی آغاز شده است؟
بیتردید، گرمای هوا، افزایش مصرف، قطعیهای برق و کاهش توان پمپاژ، همگی در تشدید این وضعیت نقش دارند؛ اما این عوامل، علت اصلی نیستند.
اینها تنها ضعف زیرساختی را آشکارتر میکنند؛ ضعفی که سالهاست وجود دارد و هر تابستان، خود را به شکلی تازه نشان میدهد.
در کنار مسئولیت دستگاههای اجرایی، مردم نیز میتوانند با مدیریت مصرف، از عبور شهر از این شرایط دشوار کمک کنند، شهروندانی که با افت فشار مواجه نیستند، با پرهیز از مصارف غیرضروری، آبیاری فضای سبز در ساعات اوج مصرف و شستوشوی خودرو، میتوانند بخشی از فشار وارد بر شبکه را کاهش دهند، این همراهی، اقدامی مسئولانه و قابلتقدیر است، اما نباید جایگزین وظیفه مدیران در توسعه زیرساختها شود.
اکنون، زمان تصمیمهای بزرگ فرا رسیده است.
نماینده مردم بیجار در مجلس شورای اسلامی، فرماندار، شورای اسلامی شهر، شهرداری، شرکت آب و فاضلاب و دیگر دستگاههای مسئول، باید از امروز برای آینده برنامهریزی کنند؛ نه زمانی که هزاران واحد مسکونی جدید به شبکه متصل شدهاند و دیگر هیچ اعتباری پاسخگوی حجم مشکلات نخواهد بود.
جذب اعتبارات ملی برای توسعه شبکه آبرسانی، احداث مخازن جدید، تقویت ایستگاههای پمپاژ، اصلاح خطوط انتقال، بازنگری در ظرفیت شبکه و مشروط کردن اجرای پروژههای جدید مسکن به تأمین زیرساختهای موردنیاز، دیگر یک انتخاب نیست؛ ضرورتی است که هر روز تأخیر در آن، هزینههای بیشتری بر شهر تحمیل خواهد کرد.
آب نخستین زیرساخت توسعه است، شهری که برای تأمین پایدار آب برنامه نداشته باشد، توسعه مسکن، گسترش شهر و افزایش جمعیت نیز به جای آنکه فرصت باشند، به بحرانی تازه تبدیل خواهند شد.
شاید تا صبح، مخازن دوباره پر شوند و آب در لولهها جریان پیدا کند؛ اما اگر امروز برای آینده تصمیمی گرفته نشود، تابستانهای پیشرو، تنها تاریخ این یادداشت تغییر خواهد کرد و متن آن، همچنان روایت تکراری شهری خواهد بود که هر سال، تشنهتر از سال قبل، چشمانتظار راهحلی اساسی میماند.
نویسنده : سید محمد صابر سبحانی فعال اجتماعی
انتهای خبر/