در میان تمام زیباییهای طبیعی که خداوند به این شهرستان ارزانی داشته، جریان آبهای روان و رودخانههایی که همچون رگهای حیاتی از دل کوهها سرچشمه گرفته و از کنار یا درون شهر عبور میکنند، جایگاهی ویژه دارند.
یکی از این شریانهای آبی، رودخانهای است که از حاشیه شهر بیجار میگذرد و مسیر خود را به سمت منطقه ییلاقی و خوشمنظره «محمودآباد» ادامه میدهد.
این رودخانه در ذات خود، پتانسیلی عظیم و نهفته برای تبدیل شدن به یک قطب گردشگری خانوادگی، مکانی برای تفریح سالم آخر هفتهها و نمادی از طراوت و پویایی شهری است که میتواند هزاران گردشگر را از اقصی نقاط کشور به سوی خود بکشاند.
تصور کنید حاشیه این رودخانه با کمربندی سبز از درختان بید و چنار پوشیده شده باشد، مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری در کناره آن احداث گردد و خانوادهها در سایهسار درختان و در کنار صدای دلنشین آب، لحظاتی آرامشبخش را سپری کنند، چنین تصویری نه یک رویای دستنیافتنی، بلکه واقعیتی است که تنها یک اراده مدیریتی قوی و برنامهریزی اصولی برای تحقق آن فاصله دارد.

اما افسوس که امروز اگر رهسپار مسیر خروجی شهر به سمت محمودآباد شوید و چشمتان به این رودخانه بیفتد، به جای تماشای بهشتی گمشده، با صحنهای قلبآزار و تأسفبار روبرو خواهید شد که روح هر بینندهای را میآزارد و غیرت هر شهروند بیجاری را به جوش میآورد.
رودخانهای که باید پیامآور طراوت، زندگی و زیبایی باشد، اکنون در محاصرهای از زشتی، تعفن و آلودگی گرفتار آمده است و آنچه روزگاری مایه افتخار و منبع حیات بود، امروز به مخزن بزرگی برای تخلیه نخالههای ساختمانی، ضایعات عمرانی و فضولات دامهای سبک و سنگین تبدیل شده است.
تپههایی از آجر شکسته، بتنهای رها شده، گونیهای پلاستیکی و مصالح ساختمانی که توسط پیمانکاران سودجو و بدون هیچ نظارتی در حریم رودخانه دپو شدهاند، بستر طبیعی آب را تنگ کرده و جریان حیات را با خطر مواجه ساختهاند، اما ماجرا به اینجا ختم نمیشود؛ بدتر از کوههای نخاله، حضور حجم عظیمی از فضولات دامی است که متأسفانه به دلیل عدم مدیریت صحیح پسماند دامداریهای اطراف و یا بیتوجهی مالکان، مستقیماً به داخل رودخانه یا حاشیه آن سرازیر میشود.
ترکیب این فضولات با آب رودخانه و زبالههای انباشته شده، معجونی سمی و مهلک ایجاد کرده که بوی تعفن آن تا شعاع چندصد متری فضای اطراف را پر کرده و نفس کشیدن را برای عابران دشوار ساخته است.

این فاجعه زیستمحیطی تنها یک منظره زشت نیست، بلکه تهدیدی جدی برای سلامت عمومی شهروندان، اکوسیستم منطقه و آینده گردشگری بیجار است و ذرات معلق ناشی از خشک شدن فضولات، آلودگی آبهای سطحی و احتمال نفوذ آلایندهها به سفرههای آب زیرزمینی، خطراتی هستند که سکوت در برابر آنها خیانت به نسلهای آینده است.
سوالی که در ذهن هر بینندهای نقش میبندد این است: چرا؟ چرا در شهری که ادعای توسعه گردشگری و جذب سرمایهگذار را دارد، چنین ظرفیت عظیمی نادیده گرفته میشود؟ چرا مسئولان مربوطه به جای سرمایهگذاری هوشمندانه بر روی جواهرات درونشهری و حاشیه شهر، نگاهشان را به خارج از مرزهای شهری دوختهاند و یا در بهترین حالت، نسبت به نابودی تدریجی این سرمایه ملی بیتفاوت ماندهاند؟ آیا هزینه پاکسازی و ساماندهی این رودخانه بیشتر از هزینههای پنهان درمانی ناشی از بیماریهای تنفسی و پوستی است که در آینده دامنگیر مردم خواهد شد؟ آیا ارزش اقتصادی گردشگری که میتواند صدها شغل مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کند، کمتر از سود لحظهای چند پیمانکار متخلف است که نخالههای خود را رایگان در حریم رودخانه تخلیه میکنند؟
عدم توجه به این رودخانه، نشاندهنده یک گسست عمیق در مدیریت شهری و محیطزیستی است، گویی سازندگان طرحهای توسعه، فراموش کردهاند که جذابیت اصلی بیجار در طبیعت بکر آن نهفته است و تخریب این طبیعت، در واقع تخریب هویت شهر است.

مسیر محمودآباد که میتوانست ویترین زیبای بیجار برای مسافران نوروزی و تابستانی باشد، اکنون به کارتون خوابی از زباله و آلودگی تبدیل شده که مسافران را شرمنده میکند و این بیتوجهی، پیامی خطرناک به جامعه مخابره میکند، پیامی مبنی بر اینکه قوانین محیطزیستی تنها روی کاغذ وجود دارند و حریم رودخانهها قربانی سهلانگاری و نبود نظارت شده است.
چه کسی مسئول است؟ شهرداری که وظیفه جمعآوری نخالهها و ساماندهی فضای سبز را بر عهده دارد؟ اداره حفاظت از محیط زیست که پاسدار حریم طبیعت است؟ جهاد کشاورزی که باید بر مدیریت پسماند دامداریها نظارت کند؟ یا فرمانداری و شورای شهر که باید هماهنگکننده این ارکان باشند؟ سکوت همه این نهادها در برابر این فاجعه خاموش، شریک جرم بودن در نابودی یک سرمایه ملی است.
در این گزارش ما به دنبال یافتن پاسخ این پرسش کلیدی هستیم که چرا با وجود تمام هشدارها و پتانسیلهای آشکار، هنوز فکری به حال این رودخانه نشده است؟ آیا قرار است صبر کنیم تا این شریان آبی کاملاً خشک و به یک کانال فاضلاب دائمی تبدیل شود و سپس با هزینههایی چندین برابری به فکر چاره بیفتیم؟ یا اینکه امروز، با همتی بلند و ارادهای آهنین، دست به اقدامی انقلابی برای بازگرداندن طراوت به این رودخانه و تبدیل آن به نگین گردشگری بیجار خواهیم زد؟ زمان آزمون فرا رسیده است و تاریخ قضاوت خواهد کرد که مسئولان این دوره، حافظان طبیعت بودند یا ویرانگران میراث آیندگان، بیجار لایق بهتر از این است و مردم این دیار شایسته زندگی در شهری پاک و زیبا هستند.

تضاد آشکار: پتانسیل طلایی در برابر واقعیت تلخ
رودخانه حاکم بیجار در دارای ویژگیهای منحصربهفردی است، عرض مناسب بستر، جریان دائمی آب در فصول مختلف و نزدیکی به بافت شهری، آن را به گزینهای ایدهآل برای ایجاد پارکهای ساحلی، قهوهخانههای سنتی، مسیرهای دوچرخهسواری و حتی برگزاری جشنوارههای محلی تبدیل میکند.
نمونههای موفق بسیاری در شهرهای دیگر ایران وجود دارد که توانستهاند با ساماندهی رودخانههای مشابه، درآمدهای ارزی و ریالی کلانی برای شهر خود کسب کنند.
اما در بیجار، این پتانسیل نه تنها بهرهبرداری نشده، بلکه عمداً یا سهواً در حال نابودی است، تبدیل حریم رودخانه به محل دپوی نخاله، نشاندهنده فقدان یک طرح جامع شهری است که در آن کاربری اراضی حاشیه رودخانه به درستی تعیین نشده باشد ومادامی که تکلیف زمین مشخص نباشد، به محلی برای تخلیه زباله تبدیل میشود.

مثلث تقصیر: کی مسئول است؟
در پاسخ به سوال «چه کسی مسئولیت دارد؟»، باید به تفکیک وظایف نگاه کرد:
شهرداری بیجار: طبق قانون، جمعآوری و دفع نخالههای ساختمانی و مدیریت پسماند شهری بر عهده شهرداری است وجود کوههای نخاله در حریم رودخانه نشاندهنده ضعف شدید در سیستم جمعآوری، عدم نظارت بر پیمانکاران حمل نخاله و یا نبود سایت استاندارد دفع زباله است.
همچنین ایجاد فضای سبز در حاشیه رودخانه نیز از وظایف ذاتی شهرداری است که محقق نشده است.
اداره محیطزیست: حفاظت از رودخانهها و جلوگیری از آلودگی آبهای سطحی وظیفه اصلی این اداره است. ورود فضولات دامی و شیرابه زبالهها به رودخانه، تخلفی آشکار از قوانین محیطزیست است. چرا گشتهای محیطزیست در این مسیر فعال نیستند؟ چرا با دامداریهای متخلف برخورد نمیشود؟
جهاد کشاورزی و شبکه دامپزشکی: مدیریت فضولات دامی و آموزش دامداران برای جلوگیری از ورود کود و فضولات به منابع آبی بر عهده این نهادهاست. وضعیت فعلی نشان میدهد که یا آموزشی صورت نگرفته و یا نظارتی وجود ندارد.
شورای شهر و فرمانداری: به عنوان نهادهای سیاستگذار و ناظر، وظیفه دارند با تشکیل کارگروههای ویژه، هماهنگی بین این دستگاهها را ایجاد کرده و بودجههای لازم را برای پاکسازی اختصاص دهند و سکوت شورا در برابر این وضعیت، سوالبرانگیز است.

پیامدهای بهداشتی و اقتصادی
ادامه این روند، علاوه بر زشت کردن چهره شهر، خطرات جانی دارد و شیوع بیماریهای واگیردار، آلودگی محصولات کشاورزی پاییندست رودخانه و کاهش کیفیت آب، هزینههای سنگینی را به نظام سلامت و اقتصاد شهرستان تحمیل میکند.
از سوی دیگر، فرار سرمایهگذاران از بخش گردشگری به دلیل چهره نامطلوب ورودی شهر، ضربهای جبرانناپذیر به اقتصاد بیجار است.
آیا مسئولان محاسبه کردهاند که هزینه درمان بیماریهای ناشی از این آلودگی و ضررهای اقتصادی ناشی از عدم رونق گردشگری، چندین برابر هزینه پاکسازی رودخانه است؟

راهکارهای عملیاتی: از شعار تا عمل
برای برونرفت از این بنبست، اقدامات زیر فوری و ضروری است:
پاکسازی اضطراری: تشکیل کارگروه ویژه با دستور مستقیم فرماندار برای پاکسازی کامل بستر و حریم رودخانه طی یک هفته.
ساماندهی نخالهها: تعیین و تجهیز سریع سایتهای استاندارد دفع نخاله و نصب دوربینهای نظارتی در مسیرهای خروجی شهر برای شناسایی متخلفان.
مدیریت پسماند دامی: الزام دامداران به ساخت سپتیکتانکهای استاندارد و جریمه سنگین متخلفان.
طرح جامع گردشگری: تدوین طرحی برای تبدیل حاشیه رودخانه به پارک جنگلی و تفریحگاه خانوادگی با مشارکت بخش خصوصی.
مطالبهگری عمومی: استفاده از ظرفیت رسانهها و افکار عمومی برای تحت فشار قرار دادن مسئولین کوتاهآمدن و پاسخگوی مدیران وقت.






انتهای خبر/