به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «بیجار بام ایران »، شهری که تاریخ آن با تمدنهای کهن گره خورده و مردمانش با غیرتی ستودنی، پاسدار حریم این سرزمین بودهاند.
اما امروز، اگر از پنجرهای رو به خیابانهای اصلی و معابر فرعی این شهرستان بنگریم، به جای تماشای شکوه معماری بومی و نظم شهری، با منظرهای دردناک و تأسفبار روبرو میشویم که روح هر بینندهای را میآزارد.
تپههایی از آوار، کوههایی از بتن شکسته، آهنهای زنگزده و مصالح رها شده که مانند زخمهای عمیق و عفونی بر پیکره زیبای این شهر نشستهاند، روایتگر داستانی تلخ از غفلت، بیتوجهی و مدیریت ناکارآمد در حوزه نظافت شهری و ساماندهی پسماندهای ساختمانی هستند.
وضعیت اسفناک دپوی نخالههای ساختمانی در بیجار، دیگر یک مسئله ساده عمرانی یا زیستمحیطی نیست؛ بلکه به بحرانی تمامعیار تبدیل شده که امنیت شهروندان، سلامت عمومی، زیبایی بصری شهر و حتی اقتصاد محلی را تهدید میکند.
این گزارش که با هدف واکاوی عمیق ابعاد مختلف این فاجعه خاموش تدوین شده است، تلاش دارد تا پرده از واقعیتی بردارد که ماههاست در گوشه و کنار شهر بیجار، به ویژه در حاشیه بلوارهای اصلی، ورودیهای شهر و برخی محلات داخلی، خودنمایی میکند.
زندگی روزمره زندگی در بیجار با نخالههای ساختمانی گرهخورده است و هر روز شاهد شکوفایی بزرگی در مسیرها و راههایی میشویم که چه بد، تا همین چند روز پیشاز این مسیری که در حاشیه جاده بود و برای پیاده رویی و ورزش مناسب بود، امروز به مکانی برای تخلیه مصالح و کیسههای مختلف شده است.
نخالههای ساختمانی که باید طبق ضوابط قانونی و در کمترین زمان ممکن از محل پروژههای عمرانی جمعآوری و به سایتهای مخصوص دفع زباله منتقل شوند، متأسفانه در بیمسئولیتی عدهای، در هرجایی که گمان نمیکنید، تخلیه میشوند و اولین تخلیه برابر است با توجیه مابقی رانندگان برای حضور در آن نقطه و مسیر، حتی دستور فرماندار هم نتوانسته بازدارندگی پایدار و درستی ایجاد کند.
اما ابعاد این بحران فراتر از مشکلات زیستمحیطی و زندگی مردم است، انواع مواد حاصل از خرد شدن بتن و آجر، روغن و نفت و گازوئیل نیز ضمن نفوذ در سفرههای زیر زمینی، هوای پاک و دلانگیز بیجار کوهستانی را آلوده کرده و خطری جدی برای سلامت تنفسی ساکنان، به ویژه کودکان، سالمندان و بیماران مبتلا به مشکلات ریوی ایجاد نموده است.
در فصلهای بادخیز کردستان، طوفانهای گرد و غبار که از این تپههای نخاله برمیخیزد، نه تنها دید رانندگان را کاهش میدهد، بلکه باعث بیماریهای واگیردار و آلرژیهای فصلی در سطح شهر نیز میشود.
علاوه بر این، دپوی غیراصولی این پسماندها به محلی مناسب برای تجمع حیوانات موذی، حشرات دلال بیماری و حتی محل تخلیه زبالههای خانگی توسط افراد سودجو تبدیل شده است که این امر خود چرخه آلودگی را تکمیل کرده و چهرهای زننده به شهر بخشیده است.
آیا شایسته است شهری با پیشینه فرهنگی و تاریخی بیجار، چنین منظرهای را به خود ببیند؟ آیا این تصویر با ادعاهای ما درباره توسعه پایدار و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان همخوانی دارد؟
نکته قابل تأمل دیگر، تأثیر روانی و اجتماعی این وضعیت بر روحیه مردم است، مشاهده مداوم آشغالهای ساختمانی در معابر، حس رهاشدگی و بیتوجهی مسئولان را در ذهن شهروندان تقویت میکند و اعتماد عمومی به مدیریت شهری را خدشهدار میسازد.
وقتی شهروندی میبیند که مسئولین مربوطه نسبت به انباشت زبالههایی که مستقیماً زندگی او را تحت تأثیر قرار میدهد، بیتفاوت هستند، طبیعی است که انگیزه خود را برای مشارکت در امور اجتماعی و حفظ محیط زیست از دست بدهد.
این بیتوجهی، فرهنگ آپارتماننشینی و رعایت حقوق شهروندی را تضعیف کرده و الگویی غلط را به نسل جوان منتقل میکند که گویی قوانین شهری تنها روی کاغذ وجود دارند و در عمل هیچ ضمانت اجرایی ندارند.
از سوی دیگر، باید به جنبه اقتصادی این معضل نیز پرداخت، بیجار شهری است که پتانسیلهای گردشگری فراوانی دارد؛ از طبیعت بکر گروس تا آثار تاریخی ارزشمند.
اما چگونه میتوان انتظار داشت گردشگری جذب شهری شود که ورودیهای آن با کوههایی از زباله و نخاله استقبال میکند؟ این منظره نامطلوب، نه تنها سرمایهگذاران بخش گردشگری را فراری میدهد، بلکه باعث کاهش رونق کسبوکارهای محلی در اطراف این معابر میشود.
شور و شوق مردمی که برای مسافرت و یا گردشگران خارجی به این شهر وارد میشوند، تصور میکنند وارد یک روستای بیدر و پیکر شدهاند و عملا مردمی با فرهنگ ۷۵۰۰ساله در آن زندگی نمیکنند.
از هر سوی که وارد این شهر میشوید یا با انبوهی نخالههای ساختمانی روبهرو میشوید یا تابلوهای خرید ضایعات به پیشواز شما میآید.
خسارتهای پنهان این وضعیت، شامل هزینههای وارد شده به اقتصاد و سرمایهگذاری به دلیل چهره زشت شهر با نخالهها، هزینههای درمانی ناشی از بیماریهای تنفسی و هزینههای اضافی برای پاکسازی نهایی که با گذشت زمان بسیار سنگینتر خواهد شد، بار مالی سنگینی را بر دوش بیتالمال و مردم تحمیل میکند.
در گزارشهای پیشین نیز بارها به این موضوع اشاره شده بود و وعدههای متعددی برای ساماندهی سریع وضعیت داده شد، اما متأسفانه شاهد تکرار مکررات هستیم و گویی چرخ معیوب بوروکراسی و عدم هماهنگی بین دستگاههای اجرایی، اجازه حل این مشکل ساده اما حیاتی را نمیدهد.

سوال اساسی اینجاست که چرا با وجود قوانین شفاف و جریمههای تعیین شده برای متخلفان، هنوز پیمانکاران ساختمانی و مالکان پروژهها با خیال راحت نخالههای خود را در هرجایی که راحت باشند رها میکنند؟
آیا نظارتها به اندازه کافی جدی و مستمر هستند؟ آیا نیروی انسانی و تجهیزات لازم برای جمعآوری و انتقال سریع نخالهها در اختیار شهرداری و سازمانهای مرتبط قرار دارد و مهمتر از همه، اراده سیاسی و مدیریتی برای برخورد قاطع با مسببان این وضعیت و رفع این معضل وجود دارد یا خیر؟
این گزارش در ادامه، با بررسی میدانی دقیق نقاط بحرانی شهر بیجار، گفتگو با کارشناسان محیط زیست، حقوقدانان، شهروندان آسیبدیده و مسئولین ذیربط، به دنبال یافتن ریشههای این مشکل و ارائه راهکارهای عملی و فوری برای برونرفت از این بنبست است.
ما معتقدیم که سکوت در برابر این وضعیت اسفناک، خیانت به آینده شهر و نسلهای آینده بیجار است، زمان آن فرا رسیده که به جای سخنرانیهای کلیشهای، اقدامی ملموس و انقلابی برای پاکسازی چهره شهر انجام شود.
بیجار شایسته بهترینهاست و مردم این دیار لایق زندگی در شهری پاک، ایمن و زیبا هستند، امید است که این گزارش، جرقهای برای بیداری مسئولین و آغاز حرکتی جهادی برای رفع این معضل دیرینه باشد، چرا که تحمل بیشتر این وضعیت، نه از نظر شرعی و اخلاقی و نه از نظر عقلانی و مدیریتی، هیچ توجیهی ندارد.

شهروند آسیبدیده؛ روایتی از رنج روزمره
رضا کریمی ساکن حاشیه شهر بیجار که ماههاست با کوهی از نخالههای ساختمانی روبروی خانهاش زندگی میکند، گفت: هوای پاک و خنک گروس که روزگاری مایه افتخار این دیار بود، اکنون به مشتی ذرات معلق و خطرناک تبدیل شده که بوی تعفن زبالههای انباشته شده در لابهلای نخالهها را نیز با خود حمل میکند.
وی افزود: این نخالهها تنها یک منظره زشت نیستند، بلکه دامهای مرگباری هستند که هر لحظه ممکن است بلای جان مسافری باشد که به علت مشکل خودرو قصد توقف در حاشیه امن دارد.
کریمی ادامه داد: حق مسلم ما برای داشتن محیطی پاک و ایمن نادیده گرفته شده، طبیعی است که نسبت به سرنوشت شهر و مشارکت در امور عمومی بیتفاوت شود و این آغاز زوال فرهنگی یک جامعه است که آثار آن تا سالها باقی خواهد ماند.

هشداری درباره فاجعهای خاموش و پنهان
علیرضا امانی کارشناس ارشد محیط زیست کردستان گفت: نخالههای ساختمانی برخلاف تصور عموم، زبالههای بیخطری نیستند و ترکیبی پیچیده از مواد شیمیایی، فلزات سنگین، آزبست و ذرات سیلیس هستند که در صورت دپوی غیراصولی، به بمبهای ساعتی زیستمحیطی تبدیل میشوند.
وی با استناد به دادههای علمی، یادآورشد: بارش بارانهای فصلی در بیجار باعث شسته شدن این مواد سمی به داخل سفرههای آب زیرزمینی و خاک کشاورزی اطراف شهر میشود و این آلودگی میتواند تا دههها در اکوسیستم منطقه باقی مانده و وارد زنجیره غذایی انسان و دام شود.
این کارشناس با اشاره به شرایط خاص اقلیمی بیجار و وزش بادهای موسمی، یادآور شد: این بادها مانند یک ماشین پخشکننده عمل کرده و آلودگی را از نقطه دپو به تمام نقاط شهر و حتی روستاهای اطراف منتقل میکنند، بنابراین محدود کردن مشکل به یک محله خاص، اشتباهی بزرگ و خطرناک است.
مشکل اصلی نه در نبود قانون، بلکه در ضعف اجرا است
المیرا گروسی حقوقدان تصریح کرد: طبق قانون تملک آپارتمانها و آییننامههای اجرایی شهرداریها، مالکان و پیمانکاران ساختمانی موظفند بلافاصله پس از تولید نخاله، نسبت به حمل و دفع اصولی آن در سایتهای تعیین شده اقدام کنند و در غیر این صورت مشمول جریمههای سنگین نقدی و حتی پلمب پروژه خواهند شد.
گروسی با ابراز تأسف میگوید: متأسفانه این قوانین در بیجار به صورت سلیقهای اجرا میشود و بسیاری از پیمانکاران با دانستن اینکه نظارت دقیقی وجود ندارد، با کمترین هزینه و با رها کردن نخاله در معابر عمومی، سودهای کلانی میبرند.
وی به نقش نظارتی ضعیف شهرداری و پلیس راهور اشاره کرده و ادامه داد: چرا گشتهای مشترک برای شناسایی خودروهای حمل نخاله که در ساعات غیرمجاز یا در مکانهای غیرمجاز تخلیه میکنند، تشکیل نمیشود؟
او بیان کرد: سیستم دوربینهای نظارتی شهر میتواند به راحتی متخلفان را شناسایی کند، اما گویی ارادهای برای استفاده از این ظرفیتها وجود ندارد.
انتهای خبر/