شهرام سبزیخانی در گفتگو با خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «بیجاربامایران»، اظهارداشت: در شرایطی که نرخ دلار در بازار ایران رکورد جدیدی را ثبت کرده، تحلیلهای عمیقتر نشان میدهد که این جهش، نه ناشی از یک روند اقتصادی طبیعی، بلکه پیامدی از ترکیب پیچیدهٔ شوکهای درونی و بیرونی است.
وی افزود: در ماههای اخیر، ۲ جریان موازی با هم در حال شکلگیری بودهاند، افزایش بیسابقهٔ تقاضا برای داراییهای امن بهویژه دلار و طلا و همزمان، کاهش شدید عرضهٔ ارز در بازار به دلیل محدودیتهای فروش نفت و تحریمهای بینالمللی است.
این کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه با اشاره به اینکه ناامنیهای سیاسی از ونزوئلا تا خاورمیانه و حتی آشفتگیهای داخلی در اروپا، باعث شدهاند سرمایهگذاران جهانی، دلار را بهعنوان پناهگاه امن در نظر بگیرند، تاکید کرد: این روند، بهطور غیرمستقیم، بر بازارهای نوظهور مانند ایران نیز تأثیر گذاشته است، در این فضای بینالمللی، طلا نیز گرانتر شده و خرید آن برای بسیاری کمصرفهتر از دلار شده است، در نتیجه بخشی از تقاضای پنهانی که قبلاً به سمت طلا میرفت، امروز به بازار ارز هدایت شده و فشار مضاعفی بر قیمت ایجاد کرده است.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، کاهش درآمدهای ارزی کشورکه بیش از ۸۰ درصد آن همچنان متکی به نفت است، عرضهٔ دلار را در بازار داخلی بهشدت محدود کرده است، در حالی که نیاز به ارز برای واردات کالاهای اساسی، تسهیلات بانکی و تسویهحسابهای پایان سال افزایش یافته، عرضه کاهش یافته و این عدم تعادل، سرعت جهش قیمت را چندبرابر کرده است.
سبزیخانی توضیح داد: این وضعیت، «تورم انتظاری» را تقویت کرده و مردم حتی بدون نیاز واقعی به خرید دلار روی آوردهاند تا از کاهش ارزش پول نقد جلوگیری کنند، در این میان، اقدامات بانک مرکزی تنها میتواند در کوتاهمدت، سرعت رشد قیمت را تعدیل کند، نه آن را متوقف نماید.
این کارشناس اقتصادی بیجار هشدار داد: تا زمانی که درآمدهای پایدار ارزی بازگردد، روابط اقتصادی خارجی بهبود یابد و اعتماد داخلی بازسازی شود، هر تزریق موقتی ارز تنها اثری کوتاهمدت خواهد داشت، دلار امروز، گریزگاهی برای نجات از تورم است، نه یک دارایی سرمایهگذاری و این تفاوت ظریف، میان نجات و گمراهی است.
وی افزود: این تحولات ارزی، فشار مستقیمی بر خانوارهای متوسط و پایین شهرستانهایی مانند بیجار وارد کرده است، در جوامعی که درآمد ماهانهٔ اکثریت ساکنان زیر ده میلیون تومان است، حتی افزایش چند هزار تومانی قیمت دلار میتواند به معنای بیبضاعتی در خرید داروهای وارداتی یا قطعات یدکی خودرو باشد.
سبزیخانی تاکید کرد: این فشار، نهتنها اقتصاد خانوار، بلکه رفتار مالی آنها را نیز تغییر داده است، بسیاری دیگر بهدنبال ثروتمند شدن نیستند، بلکه تنها میخواهند «از فقر فاصله بگیرند» و این نشانهای از بحران عمیقتر اعتماد است.
وی با اشاره به اینکه در این شرایط، بازار سرمایهٔ داخلی نیز نتوانسته جایگزین مناسبی برای دلار باشد، اظهارکرد: بورس اگرچه گاه رونق مییابد، اما نوسانات غیرقابل پیشبینی و شایعهپراکنیهای سیاسی، آن را برای سرمایهگذاران معمولی غیرقابل اعتماد کرده است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: وقتی یک مادر خانهدار بهجای پسانداز سهام، دلار میخرد، نه به این دلیل که ثروتمند شود، بلکه چون به هیچ مکانی دیگر اعتماد ندارد، این بیاعتمادی، ریشه در سیاستگذاریهای کوتاهنگر و فقدان شفافیت دارد که امروز جریمهاش را مردم پرداخت میکنند.
وی گفت: رسانهها نیزبهطور خواسته یا ناخواسته در تقویت «تورم انتظاری» نقشی فراتر از آنچه تصور میشود ایفا کردهاند، گزارشهای مکرر از «جنگ احتمالی در منطقه»، «تحریمهای جدید» یا «کاهش درآمدهای نفتی»، بدون همراهی تحلیل واقعگرایانه، باعث شدهاند ترس بیش از حدی در بین عموم شکل بگیرد.
سبزی خانی یادآور شد: این فضای روانی، خود به موتوری برای افزایش تقاضا تبدیل میشود، چون هر کس فکر میکند «دیگران دلار میخرند، پس من هم باید بخرم»، این چرخه، بدون نیاز به وقوع واقعی بحران، قیمت ارز را بالا میبرد، در مقابل، راهکارها نباید تنها به دولت و بانک مرکزی واگذار شود.
وی پیشنهاد داد: نهادهای غیردولتی از جمله دانشگاهها، اتاقهای بازرگانی و رسانههای پرقدرت کشوری باید در آموزش مالی عمومی، افزایش آگاهی از مکانیزمهای مقابله با تورم و معرفی جایگزینهای امن سرمایهگذاری «مانند صندوقهای شفاف یا سرمایهگذاری در تولید کوچک» نقش فعالتری ایفا کنند.
این کارشناس اقتصادی در پایان گفت: اقتصاد مقاومتی، فقط شعار نیست؛ باید در خانه و محلهای که مردم در آن زندگی میکنند، به اعتماد و هوش مالی جامعه تبدیل شود، این تنها راهی است که میتواند جلوی گریز بیپایان به سوی دلار را بگیرد.
انتهای خبر








